حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

402

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

بود يكى از غلامان خويش را به خدمت خليفه گماشت كه پيوسته در حضور بود تا مراقب رفت و آمد كسان باشد و او را از همه چيز آگاه كند . اما عمر توزون نپاييد و در اوائل خلافت مستكفى بمرد ( 334 ) و ابن شيرزاد امير الامرا شد كه مورخان را درباره او سخن گونه‌گون است . به پندار صولى : " روش وى از اميران ديگر بهتر بود اما بستمگرى از ديگران وا نميماند كه مقررى سپاه را بيفزود و برضاى خاطرشان اموال را مصادره كرد و بر دبيران و عاملان دولت و بازرگانان مال بسيار مقرر داشت و ماليات‌ها را چنان سنگين كرد كه بازرگانان از بغداد فرارى شدند . و از بس ستم بود مهابت دولت برفت و نگهبانى از حفظ امنيت عاجز ماند و دزدان بهر گوشه تباهى كردند . " دوران مستكفى دراز نبود يكسال و چهار ماه خلافت كرد كه ماهى چند استبداد توزون بود و پس از آن نوبت ابن شيرزاد بود كه از پس سه ماه و چند هفته امير الامرائى متوارى شد و معز الدوله بويهى بغداد را گرفت . خلافت عباسى از امير الامرائى كه راضى پديد آورد شايد قدرت دولت را استقرار دهد طرفى نبست و وضع آشفته‌تر شد . از يك نظر به دوران راضى و متقى و مستكفى ( 322 - 334 ) معلوم توان داشت كه ضعف خلافت و آشفتگى امور تا كجا بود سران دولت و خاصه سرداران ترك پيوسته بجدال بودند كه همگى طمع امير الامرائى داشتند ، ابن رائق و ابو عبد الله بريدى ولايتدار اهواز دائم بنزاع بودند بجكم بر رائق بشوريد و امير الامرائى را گرفت ، از پس مرگ او ابن رائق ببغداد رفت و ابو عبد الله بريدى از دنبال وى . عاقبت ابن رائق ميدان را خالى كرد و با خليفه بموصل رفت و ناصر الدوله ابن رائق را بكشت تا مزاحم امير الامرائى خويش را از پيش بردارد بسال 330 امير الامرا شد و ببغداد رفت اما بسال 331 توزون ، سالار نگهبانان ، او را از بغداد بيرون كرد و سپاهش را تا موصل براند و خود امير الامرا شد و پس از او ابن شيرزاد اين منصب يافت و خدا داند از اين كشاكشها در كار دولت چه خلل‌ها بود .